she's the man


پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

کباب شد!

سوار اتوبوس شدم ،نشستم کنار یه پیرزنه!بعد چند دقیقه دیدم  این خانم پیرزنه کمی تا قسمتی تپل هی داره سعی میکنه بین این صندلیای تنگ و بیخود اتوبوس دولا شه یه چیزی برداره از زمین،ولی نمی تونه!

بهش گفتم :میخواین کمکتون کنم؟ گفت آره مادر ، این پول خردای من ریخت زمین ،ببین میتونی پیداشون کنی؟

 از رو زمین جمعشون کردمو و دادم بهش ،اونم شروع کرد به تشکر کردن: ایشالا خدا خیرت بده ،ایشالا خوشبخت شی و ایشالا.... گفتم باشه بابا ،کاری نکردنم که،مرسی .... حالا مگه ول می کرد همه ملت برگشته بودن مارو نگاه میکردن ببینن چی شده که این اینطوری داره دعام میکنه .

 دو دقیقه بعد با کلی احساس صمیمیت چندتا قبض از تو کیفش درآورده  داده به من ، میگه مادر ببین کدومشون پرداخت نشده؟ قبضا رو گرفتم دیدم فقط یه قبض جدید بود که واریز نشده بود بهش گفتم همین یه دونس ووسه برقه! گفت چقدر اومده؟ نگاه کردم به مبلغش نوشته بود 9000 ولی من اون صفرای به اون ریزی رو با این چشای آستیگماتم یکی بیشتر دیدم ، بهش گفتم نه  تومنه! تا گفتم بیچاره  برق از سه فازش پرید گفت چقدر؟ گفتم نه تومن دیگه!! البته نههههههه! اشتباه شد! نهصد تومنه!

 قبضو ازم گرفت گفت :داشتم سکته میکردما!!!! گفتم ببخشید اشتباه شد دیگه! بعدشم فکر کنم زبر لب گفت خدایا همه دعاهایی هم که براش کردمو پس میگیرم .....

حالا بیا و خوبی  کن !

تاریخ ارسال: شنبه 23 آبان ماه سال 1388 ساعت 11:06 | نویسنده: سایه | چاپ مطلب 10 نظر

تلاش در وقت اضافه!

کنفرانسم که تموم شد صدام شده بود شبیه خروس سوت سوتک قورت داده ، تو یک ساعت ونیم کلاس باید کل وجود خدا رو با سه تا برهان اثبات میکردم!!!! دیگه آخر سر خدام خودش از این بابت ناراحت شده بود داشت های های گریه میکرد(مطمئنم که فهمیدین منظورم همون بارون بود دیگه)

بعدش رفتم پیش استاد که ببینم چند نمره کنفرانسم براشون مطلوب بوده؟!!همینطوری  که استاد داشت نهایت سعی و تلاششو برای پیدا کردن ایراد و کم کردن نمره میکرد، یه دختره ،از این تیریپا که افه بچه خرخونی جلو استاد میانو و در بقیه حالات ول معطلن ،اومده آویزونه من شده که برگه خلاصه نویسیتو بده من ازش کپی کنم.گفتم: برگه خلاصه نویسیمو؟!!! بعد یه لحظه برگه کنفرانسم اومد جلو چشم که علاوه بر چیزایی که باید کنفرانس میدادم و توش نوشته بودم با سهیلا روش اسم بازی کرده بودیم و کلی چرت و پرت و شماره تلفن اشلم روش نوشته بودیم و دور همه امیدای متنشم قلب کشیده بودم و سر ناهارم روش قیمه ریختم و... حالا واقعا توقع داشت من یه همچین برگه خاطه انگیزی رو بدم کپی کنه! بهش گفتم :به دردت نمی خوره ،عین کتابه! حالا مگه بی خیال میشد .بعد از کلی اصرار از اونو انکار از من، استاد لطف کردن، پادرمیونی فرمودن که اشکال نداره ،حالا که دوست داره ،بهش بده داشته باشه!استاد بیچاره فکر میکرد من منتظر دستور اونم که زرتی برگه رو بهش بدم! ولی نه ! دور از چشم استاد دختر رو یه جوری پیچوندمش که دیگه از این حرکات دیابت وار به سرش نزنه.

پ.ن: راستی اگه علامت تعجب نبود من باید چی کار میکردم؟!!!!!!

تاریخ ارسال: یکشنبه 17 آبان ماه سال 1388 ساعت 15:58 | نویسنده: سایه | چاپ مطلب 9 نظر

بی ستاره!

* با ستاره داشتیم اتوبانو میرفتیم که یهو صدای آژیر آمبولانس اومد ،عقبو نگاه کردم دیدم ماشینا یکی یکی دارن بهش راه میدن که بیاد بره ، به ستاره گفتم برو کنار بذار بره ،همین که  ستاره نیت کرد بهش راه بده، آمبولانسه آژیرو خاموش کرد و رفت اون ور. گفتم احتمالا بدبخت تموم کرده ، دیگه گفتن بی خیال ! مزاحم ملتم نشیم بذاریم راشونو برن .  دو دقیقه بعد دیدیم دوباره آمبولانسه اومده پشتمون، آژیر میزنه!! ستاره گفت حتما تفس مصنوعی ،شوکی ،چیزی بهش دادن برگشته ،به راننده گفتن برو برو هنوز زندس!

گفتم شایدم کبرا خانم زنگ زده( زن راننده آمبولانس) گفته اصغر آقا تا 10 دقیقه دیگه خونه نباشی دیگه نه من نه تو، نه تو نه من!

این بدبختم از استرس تهدید عیال نمیدونه چی کار کنه!ملتم اسگل کرده!

**داشتم از دانشگاه بر میگشتم ،هوام توپ دونفره بود و منم گوشی تو گوش داشتم از این آهنگ عاشقانه های الکلی امید وار کننده به زندگی گوش میدادم ، فقط مونده بود یه نفس عمیق  تو این هوای چسبناک که، اه اه نفس عمیقم توام شد با گذشتن از کنار سطل آشغال! زندگی ام زده تو خط حال گیری!

ولی تا خونه جبران کردم و پنج هزار و پونصدتا که نه!ولی حدودا پنج تا نفس عمیق کشیدم!

***یه سوالیه مدت هاست ذهنه منو به خودش مشغول کرده و ازهر کی تونستم پرسیدم ولی هیچ کی تقریبا جواب درستی به من نمیده!حالا اگه شما جوابشو میدونید لطف کنید حتما بهم بگید!!! 

اینکه سس سوشی اسمش چیه؟

تاریخ ارسال: دوشنبه 11 آبان ماه سال 1388 ساعت 19:27 | نویسنده: سایه | چاپ مطلب 6 نظر

طاقت بیار رفیق!

استاد درحال کرکسیون بودن،مام نشسته بودیم کارامونو میکشیدیم!! 

پیشنهاد دادیم ووسه خالی نبودن عریضه یکی موزیک بزاره (که بعدا بابتش کلی به غلط کردن و اینا افتادیم)،پسرم از خدا خواسته انگار دستشو رو دکمه پلی نگه داشته بودمنتظر دستور ، موزیکو آتیش کرد . جاتون خالی چه موزیکه بیخودی هم گذوشت ،از این رپای داغون که به زور بعد از ده بار گوش دادن میشه یه ذره فهمید مرتیکه چی بلغور میکنه،دو دقیقه گذشت گفتم شاید روند آهنگه عوض شه و هیچی نگفتم و بالاخره بعد از اینکه آهنگ تموم شد با پررویی تمام دوباره دکمه ریپیتشو زد.دیگه طاقت نیاوردم ،گفتم :اه! بابا چه آهنگه مزخرفیه، عوضش کنین؟!!!!

پسره سرشو آوورد بالا چپ چپ نگاه کرد و دوباره مشغول کاراش شد،همینطور که داشتم فکر میکردم مگه چی گفتم که بهش برخورد، یهو خبر رسید آهنگه خودشه!!!! تابلو نکن!

 به به! دوستمون همون رپ خون داخل موزیک تشریف داشتن!

البته من که خدایی اصلا از اظهار نظرم پشیمون نشدم ،حالا رپ میخونه که میخونه ،بره خونه ووسه مامان جونش بخونه ! دلیل نداره مام به زور چرت و پرتای اونو گوش بدیم که ،تازه موقعی که آهنگو میذاره(3هفتس دوشنبه ها کلا از آهنگه آقا مستفیض میشیم )خودشم میره تو حس شروع میکنه خوندن ، بعضی جاهاشم، دوستاشون زحمت میکشن همراهیشون میکنن !

با بچه ها فکر کردیم تنها کاری که میتونیم براشون بکنیم اینه که دعا کنیم خدا شفاشون بده !شمام از دعای خودتون بی نصیب نذارینشون ،گناه دارن !

تاریخ ارسال: دوشنبه 4 آبان ماه سال 1388 ساعت 17:32 | نویسنده: سایه | چاپ مطلب 6 نظر
   1      2   >> صفحات وبلاگ