![]() |
|
![]() |
جنبه های ایمونولوژیک شیر مادر!
عوامل ضد عفونت موجود در کلستروم و شیر رسیده مادر شامل ترکیبات محلول و عوامل سلولی
و پروتئین ها میباشد. ترکیبات محلول، ایمونوگلوبولین ها (IgA, IgM, IgG)، لیزوزیم و سایر آنزیم ها، لاکتوفرین و فاکتور بیفیدوس و سایر مواد تنظیم کننده سیستم ایمنی هستند. عوامل سلولی شامل ماکروفاژها (که حاوی IgA، لیزوزیم ها و لاکتوفرین هستند) لنفوسیت ها، گرانولوسیت ها، نوتروفیل ها و سلول های اپیتلیال میشوند. پروتئین ها نیز عبارتند از لیزوزیم، لاکتوفرین و ایمونوگلوبولین IgA.
ــ هــا!! الان ایـکه گفتی یعنی چه؟!
ــ این تازه قابل هضم ترین قسمت کتابی که از کتابخونه ووسه تحقیقم گرفتم!
ــ نه!!!واقعا می خوام بدونم این دانشجوای گوگولی پزشکی چه جوری اینا رو حفظ می کنن؟!
ــ حالا یه دور از اول بدون اشتباه بخونینش
پیمانکار متعهد!
استاد داره در مورد تعهدات پیمانکار موقع پیدا کردن آثار تاریخی و اشیاء عتیقه صحبت میکنه:
اگه شما یه جایی دارین زمینو خاک برداری می کنین یه دفعه دیدین رسیدین به یه ساختمون خشتی قدیمی ،دیگه نباید تخریب کنین .قبل از میراث فرهنگی ، باید سریع مهندس ناظرتون ، کارفرما و مشاور و 118 پلیسو!!! خبر بکنین تا صورت جلسه بشه . بعد...
(استاد منظورش این بود که اول زنگ بزنیم 118 شماره 110 ازش بگیریم و بعد زنگ بزنیم پلیس!
)
همون استاد: حالا اگر چنانچه یه خمره طلا پیدا کردین چی کار باید بکنین؟
ما
: استاد بی خیال ساختمونو و کارفرما سریع در می ریم!
ــ با کارفرما هماهنگ می کنیم نصف ،نصف !
ــ به کسی نمی گیم استاد، می ریم می فروشیم!
ــ ...
استاد: اگه خمره طلا پیدا کردین بعد از انجام دادن کارای صورت جلسه و اینا خمره رو می برین میراث فرهنگی ،اونام چون بارها دیدن که سکه های هخامنشیو که ارزششون خیلی بیشتر از این حرفاس، دارن تو بازاز تهران آب میکنن، دو برابر وزن طلاها و سکه ها بهتون طلا میدن! که دیگه یه همچین اتفاقی نیافته.
که البته خود استاد در تصحیح حرف قبلیش گفت: هرچند که یکی از بچه های ما طلا پیدا کرد و برد میراث ،بیچاره رو کلی کتکم زدن حراستیا که بقیش کجاس؟! با این شرایط شمام اگه پیدا کردین بهتره که فرار کنین!!!
( با تشکر از استاد ذی ربط به خاطر اینکه خودش حرف خودشو نقض کرد!)
(و در مجموع آرزوی سلامتی روزافزون برای همه یابندگان خمره طلا!دمتون گرم!)
بعدا.ن:درستش کردم . آدم نصفه شب آپ کنه همین میشه دیگه! در می ریم کجا در می کنیم کجا!!! 
چقد خوشحالی؟!
ساعت حدودای پنج و اینا، مترو عن قریب بود که بترکه!ملتم دور هم داشتن مهمترین مسائل روز صغری خانوم و کبری خانوم و ایران!!! و...آنالیز می کردن که یهو وسط دوتا ایستگاه ، مترو ترمز کرد و وایساد، همه چراغاشم خاموش شد ، همه جییییییییییغ که وای الان اکسیژن کم میاریم ،وای الان می میریم!وای وای وای... همهمه کم شد و 5 دقیقه بعدم دوباره مترو راه افتاد، دختر کناری من طی یک حرکت جوگیرانه موبایلشو درآورد، آهنگ گذوشت :
...همه چی آرومه! ،من چقد خوشحالم!...
دوستش زد بهش که : مهتاب خفش کن اونو،الان بابته چی خوشحالی؟!
مهتاب :دیگه نمی میریم خب!!!
پ.ن.1: البته این قضیه ووسه یه سری مثل من که کلی با مترو سر و کار دارن دیگه عادیه! مترو اگه بی عیب و نقص حرکت کنه تعجب می کنیم!
پ.ن.دو : فکر کردم بهترین وسیله ای که زود منو از دانشگاه تا خونه می رسونه هلکوپتره! راحت! فارغ از هرگونه ترافیک ،آلودگی و خستگی...
حالا هلکوپترم جور نشد خدایا، دوتا بال بهم بدی قضیه حل میشه!قربون دستت ،فقط لطفا تاشو و کمجا باشه!
پ.ن.سه: دانشکدمون یه مسابقه طراحی صندلی گذاشته ، بدون جایزه!!!!!
اردوان امروز مسخره می کرد که جایزش سه بار سفر حج ، پشته سر همه! یه جوری که آخر سر خدا خودش شخصا ،دیپورتت میکنه! 


