she's the man


آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

فردا می ریم تو کشتی!

هر سری که نزدیکای خونشون رد می شدم، یادش می افتادم ، یه چیزی تو دلم می گفت که برو پیشش و حداقل یه خبری ازش بگیر ولی طبق معمول عقلم به قلبم غلبه می کرد و می گفتم ولش کن! چرا اون یاد من نمی کنه؟! تا اینکه دیروز طی یکی از اون حرکتای غیرقابل پیشبینی خودم، دلو  زدم به دریا و رفتم سمت خونشون، از سرایدارشون شماره واحدشونو پرسیدم و زنگ زدم ، باباش گفت شما؟! گفتم من یکی از دوستای قدیمیشم و سودابه که اومد از پشت آیفون منو دید ذوق مرگ شد جییییغ می زد! بهش گفتم حالا می خوای درو باز کنی بیام بالا بعد ابراز احساسات کنی؟!!! رفتم بالا و دوباره مثل قدیما نشستیم کلی چرت و پرت گفتیم با هم و خندیدیم! انگار نه انگار یه روزی با هم قهر بودیم.

خودمم هنوز باورم نمیشه که دوباره با هم دوست شدیم بعد از 5 سال! ولی خیلی خوشحالم از اینکه دیگه نه من ناراحتی از اون دارم نه اون.

تاریخ ارسال: دوشنبه 17 خرداد ماه سال 1389 ساعت 11:00 | نویسنده: سایه | چاپ مطلب 8 نظر