درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی |
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
آخرین بازمانده!
از اول ترم تا همین چند وقت پیش همیشه یه یک ساعتی دیر می رسیدم سر کلاسه آیین زندگی، و دقیقا یه ربع بعد از رسیدن منم کلاس تموم می شد! استادمونم یه آقای آخوندی بود از این تیریپیا که اصلا سر نمیاره بالا تو چش آدم نگاه کنه! چه برسه به اینکه بخواد به خاطر دیر رفتن سر کلاس سین جینت کنه و رات نده! خلاصه زندگی به همین منوال خوب و خوش و شنگول
داشت ادامه پیدا می کرد که دو جلسه قبل موقع حضور غیاب فهمیدم که اسمم تو لیست کلاس نیس! رفتم بهش گفتم من ثبت نامم نهایی شده، مطمئنم هستم که همین گروهم، چرا اسمم نیست؟! حاج آقا فرمودن: خواهرم تعداد زیاد بوده، از حرف سین به بعد را انداختن توی یک کلاس دیگه که باید از گروه پیگیری کنین.من اینطوری
رفتم گروه و اسم و شماره کلاسو گرفتم.
هفته بعدش با نهایت بی خیالی و البته کلی سلام و صلوات، همون ساعت همیشگی رفتم به سوی کلاس آیین جدید. از مثلث پشت در دیدم که استاد وسط کلاس به شدت در حال درس دادنه و دیگه دلو زدم به دریا و رفتم تو... سلام کردم، استاد گفت: سلام بفرماین تو!!! نشستم و بقیه درسو داد و کلاس تموم شد.
رفتم پیشش با یه قیافه کاملا مظلوم و نادم گفتم: استاد من ترم آخرم کلاسام تداخل داره، مجبورم یه ساعت دیر بیام چون زنگه اولم درس تخصصیه و نمیذاره.... حرفم تموم نشده بود گفت: باشه عزیزم اشکالی نداره فقط بذار کنار اسمت علامت بذارم که یادم بمونه. من اینطوری بودم:
گفتم: استاد جلسه قبلیا رو هم سر کلاس استاد فلانی بودم برم برگه بیارم؟گفت: نه عزیزم حرفتو قبول دارم و همه جلسه های تا اون موقع رو ووسم حضور زد! گفتم: البته اگه تونستم حتما زودتر میاما، با نهایت مهربونی گفت: مرسی دخترم، لطف میکنی.
وااااای یعنی لِهِ اخلاقش شدم، خیلی استاد گلی بود، اصلا به نظر من حیف میشه این استاد بخواد عمرشو در راه هالی کردن مدل زندگی، به یه سری گلابی تلف کنه! سریعا باید طلا بگیرن بذارنش وسط میدون اصلی دانشگا، زیرشم بنویسن آخرین بازمانده از نسل استادای گوگولی مگولی که با دانشجو جماعت راه می آمدند!
